تبليغاتX
JP

JP

دلم درد گرفته

مغزم داره میترکه ........یکی بیاد بزنه تو گوشم ببینم خوابم  یا بیدار

از آنچه میترسیدم بر سرم آمد .....ای خدااااااا   من چه کرده ام

همه چیزمو بگیر اما عشقم و نگیر زندگی من تمام هستیمه  همه چیزم و براش میدم

من چه گناهی کردم خدا خدا خدا

مهرم کو پس تو دل عشقم چرا کار ساز نشد اصلا مهری بود که بتونه

اون خاکستر قدیمی رو روش آب بپاش و خاموش کنه ........... و روش کلبمون و بسازیم

ای خداااااا  بگووووووو به من  چرا   چرا   عشقت کو  ۲۷۳  چرا آب نمیریزی روی این زغال های قدیمی

باز کن ببین واقعیت هارو پس کو منطقت

نجاتم بده دارم میمیرم

 

 

+ نوشته شده در  88/06/07ساعت 13:3  توسط JP 337  | 

 

دوست داشتن قشنگه تا وقتی که پر از باور باشه .

دوست داشتن قشنگه تا وقتی که درد قاطیش نشه .

دوست داشتن قشنگه تا وقتی که شک به بازیش نگیره .

دوست داشتن قشنگه تا وقتی که ترس باهاش تلفیق نشه .

دوست داشتن قشنگه تا وقتی که حس ِ مجرم بودن القا نشه .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/06/05ساعت 15:25  توسط JP 337 

از 64 ...... 64

 

دلم هوای تو را کرده است

روز ها بر من عمری میگذرند بدون تو

صدایت تمام وجودم را ساخته است

سخت به انتظارم برای

آغوشت

بوسه ات

و لبخندت .......

 

+ نوشته شده در  88/06/03ساعت 17:55  توسط JP 337  | 

از 64.....دل گرفته

 

امروز جمعست باز هم جمعه ای سرد و تاریک

فرا رسید جمعه ای پر از غم و تنهایی پر از رنج

وقتی کسی که دوسش دارید بگه دوست دارم  و تو تمام زندگی منی

اما نه بهت میگه دوست دارم ، صدات و نشنوه بگه دلم برات تنگ شده اما الان نمیخوام بحرفم

دوست داشتنم شرطی نیست و باید نداره و...............

منطقی باش چرا تو منطقی نیستی که ببینی عشقت داره پرپر میشه چرا برای اون یبار

    یه کاری رو نمی کنی؟

آخه منم آدمم پس از کجا با چه نشانه ای باید بفهمم که دوستم داری؟

من تمام زندگی تو ام ؟

چطــــــوری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  88/05/30ساعت 7:21  توسط JP 337  | 

 نفسم میگیرد 

 در هوایی که نفس های تو نیست .

 دلخوشیم به در کنار هم بودن
یادمون میره شاید فردا با هم نباشیم...

 

+ نوشته شده در  88/05/27ساعت 12:51  توسط JP 337  | 

از 64 ..... عکس

هروز باید تو را در پشت شیشه ای ببینم 

تو را از پشت شیشه بوس کنم ... نازت کنم  .... نگات کنم

از بس بوسه خورد این شیشه کدر شد

پس کی بوسیدن عکس ها تمام میشود

و بوسیدن تو لمس کردن ، بوییدن تنت  آغاز

و جسمت را هرشب بغل کنم

تا آخرین نفس هایم با تو خواهم ماند ... و در انتظار گذر زمان برای رسیدن ما به هم

 

+ نوشته شده در  88/05/25ساعت 9:14  توسط JP 337  | 

از 64..... غرور

  

چرا وقتی هستند چرا وقتی با همیم قدر هم و نمیدونیم

چرا وقتی میرن  چرا وقتی میریم قدر هم و میدونیم  درک می کنیم
که یکی هم بود عطر تنش و دوست داشتم
یکی بود که ملکه ذهنم بود
یکی بود که همش جویای حالم باشه بدون هیچ .......... من و بخاطر خودم بخواد
یکی بود که حرف بزنیم ......حرف بزنه

چرا در این دنیا خوابیم........ خوابی

بعد که رفت تازه میفهمیم تنهاییم  عاشقش بودیم
و حاضریم دنیا رو بدیم تا یک بار دیگه
بغلش کنیم بوسش کنیم

چرا چرا چرا ..............

چرا وقتی میمیرن (جدایی) تازه می فهمیم کی بود
دوسش داشتیم  عاشقش بودیم 
چرا تا هست خبری نیست از محبت 
از عشق از دوستی
غرور بی جا  مانع میشود     ........    تنها باقی میماند از او یه برگه کاغذ و هزاران خاطره

این غرور را زیر پا بگذارید  

شما را باز میدارد از آنچه که به سود شماست

زمان اندک است ..... ارزش ها را ببینیم و از دست ندهیم ..... زیرا که عمری نیست

 جبری واقعی است
 

+ نوشته شده در  88/05/23ساعت 16:36  توسط JP 337  | 

نامه 3 به 273

باز جمعه ای دیگر آمد

و باز هم من دور از تو بودم

دور از نفسهای تو ، نگاههای ناز تو ، دور از جسم تو

در جلوی آینه ایستادم تو را دیدم

گویی تو خود من ، هستی من ، تمام وجود من

آه ، پس کی تمام میشود این فراق

کاش منم بودم اونجا تو اون پارک جنگلی دستتو میگرفتم بوست میکردم راه میرفتیم

یادت جمعه قبل تو یه پارک دیگه بودیم توی شهر دیگه بودیم خودم و خودت ...حال داد    ها

خوش بودیم و شاد باهم به آرامش رسیدیم بیخیال دنیا . ای آرامش دهنده ی جسم و روح و جانم

کد دار : راستی مواظب باش زیاد شیطونی نکنی ناقلا به جا منم خوش بگذرون جای منم خالی کن

 

+ نوشته شده در  88/05/23ساعت 14:36  توسط JP 337  | 

نامه 2 به 273

سلام بر تو ای همه ی وجود من

دلم گرفته ، گرفته تر از هروز دیگر   آه که بر من چه سخت می گذرد این دوران

دوری من از تو یه کنار نشنیدن صدای تو هم به آن اضافه شد

این چه مملکتی ست این چه دورانی پس کی می خواد تموم بشه

من باید دور از عشقم باشم دور از تو، تو همیشه در قلب من هستی دوری ما از لحاظ جسمی

لمس کردن دست ها ،درآغوش گرفتن هم ،بوسیدن  و....

هر روز بر من عمری میگذرد .....

امروز دلتنگتم ....یک روز تمام صدایت را نشنیدم...تو دلیل بودنمی دلیل نفس کشیدن من

      خیلی بیش از اون چیزی که فکر میکردم و فکر میکردی

                                                       دوستت دارم عزیزم

 

+ نوشته شده در  88/05/22ساعت 7:44  توسط JP 337  | 

از 64

تا انتهای راه

برای زندگی

برای رسیدن به تو

هزاران بار خواهم مُرد.....

ای زمان زود بگذر .

 

+ نوشته شده در  88/05/19ساعت 16:15  توسط JP 337  | 

نامه 1 به 273

 

کـــاش من هم با تو بودم در لبه ساحل

              با هم قدم میزدیم بروی ماسه ها

                   دست هایت را می گرفتم تــو را در آغوشم می فشاردم

در کنـار هم به اوج آرامـــش و شادی مــیرسیدیم

                       با هم غروب و طلوع خورشید را تماشا می کردیم

                       خوش باش و خوش بگذرون ای همه وجودم

                      زیرا که با خوشی تو من هم خوشم

                                                           دوســـتـــــــت دارم

 

+ نوشته شده در  88/05/19ساعت 15:50  توسط JP 337  | 

کد 768

همه دنیا ، آسمون ، خورشید و دریا

                        نمی ارزن به نگاهت دختر شهر پریا

   عطر گل های بهاری ، صدای نم نم بارون

                        می پیچه وقتی تو باشی وسط دشت و بیابون

تو یعنی شوق و طراوت ، یعنی عشق سه حرفی

                         دلیل احساس رویش در رگ درخت برفی

ای گل خوب بهارم ، تا ابد بمون کنارم

                         زندگی برام عزیزه وقتی که من تو رو دارم ...

 

+ نوشته شده در  88/05/18ساعت 10:44  توسط JP 337  |